مؤلف مجهول

32

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

آخر الزمان كه فرستاد خواهى كه ما را نصرت و يارى دهى و خداوندشان بدين گفتار نصرت مىدادى فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا فلمّا اتاهم حين اتاهم و هو محمّد صلّى اللّه عليه و سلّم ما عرفوا ما علموا انّه هو كَفَرُوا بِهِ جحدوا به و انكروا گفت چون به ايشان آمد يعنى محمّد صلّى اللّه عليه و سلّم مىدانستند و مىشناختند كه اين آن پيغامبر آخر الزمان است كفروا به به پيامبرى او بىستون گشتند و او را ناشناخته كردند و گفتند اين نه آن پيغامبر است فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرِينَ ( 83 ) فبعد اللّه عن رحمته و قربه و جنّته گفت نفرين خداى باد برين چنين بىستونان . و دورى باد از قرب و بهشت خداى عز و جل اين‌چنين كافران را بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ بئس شيئا اختاروه لانفسهم أَنْ يَكْفُرُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ گفت بد چيزا كه مر خويشتن را خريدند وز بهر خود را گزيدند و آن ناشناسى ايشان است مر محمد را صلّى اللّه عليه و سلّم و مران نامه را كه خداى عز و جل به سوى محمد فرستاده است بر زبان جبريل عليه السّلام . و ديگر قول بد چيزا كه ايشان اختيار كردند و آن حق ناشناختن ازيشان مر خداوند خود را أَنْ يَكْفُرُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ بان يكفروا و نو سپاسى 36 كردند نعمتى را كه خداوند تعالى مريشان را داده است و آن محمد است و قرآن ، به هردو نگرويدند بَغْياً انما فعلوا ذلك لبغى و حسد اثاروه و اظهروه اين همه كه كردند از ان كردند كه حسدشان آمد و رشكشان آمد كه اين پيغامبر از فرزندان اسمعيل آمد ازيرا چه جهودان اندر توريت نشان پيغامبر آخر الزمان يافته بودند و بگرويده بودند . بران پنداشت بودند كه اين پيغامبر آخر الزمان از فرزندان اسحق باشد ازيرا كه جهودان از نسل اسحق‌اند عليه السّلام و پيغامبر ما صلّى اللّه عليه و سلّم از عرب آمد وز نسل اسمعيل آمد [ 25 ] مرو را حسد كردند و به سبب حسد بدوى